سایه سیاه شب

متن مرتبط با «ای بابا جان به پیرا» در سایت سایه سیاه شب نوشته شده است

ای بابا

  • نیلوبلاگ

    امشب گوشی زنگ زد.. اینقدر سخته برام باهاش حرف میزنم که قید همه چیو میخام بزنم فقط صداشو نشنوم و یاداوری نشه چه بلاهایی سرم اورده یا قراره سرم بیاره.. همه پدر داشتن.. منم....

    ادامه مطلب
  • حمایت

  • نیلوبلاگ

    تو که گوشت بچه هامو ، عزیزامو، پاره جگرامو میخوری.. xa0من که بهت هیچی نگفتم ..فقط توخودم شکستم.. نگفتم چون هرگز نمیفهمی چه میکنی تا وقتی میبالی به کارت، امید بهت ندارم وقتی تبلیغ غذاتو میکنی... اما موندم ازت وقتی از رحم و مهربانی حرف میزنی و جالب تر اینکه میگی حامی حیواناتی، منظورت سگه یا گربه که نمیتونی بخوریشون؟ مرغ و گوسفند حیوون نیستن یعنی؟ عمل مهمتراز حرفه....

    ادامه مطلب
  • تجربه سخت

  • نیلوبلاگ

    تجربه های منحصربفرد حموم نرفتن و بی لباسی و بی جایی... روزا فقط تحمل کردنی بطرف غیر .. شبها فقط غیر.xa0 موقع خواب اصلا نمیشه یه کلمه باهام حرف زد.. xa0...

    ادامه مطلب
  • نشونه های من

  • نیلوبلاگ

    ویرانه ای که بشه من باشما باشم رو به هزار کاخ ترجیح میدم. روی هر مبلی که نشستم خاک رو تصور کردم و کنار شما بودنو و اینطور بود که تو جام قرار و آروم گرفتم... راهی رو میرم که راه ارامش و نجات شما باشه.. خوب میدونم دراین زمین هر حیوان و جانداری که نجات پیدا کنه یک دنیا xa0زیبایی و شکوه به این جهان اضافه میشه.. انسان زیر سایه ی شماست که انسانیت خودشو تکمیل میکنه... بچه های من... عزیزای دل من... نور عشق شما رو وسط سینه م کاشتم و میدونم روزی کنار شما و برای آرامش و خوشبختی شما عمر رو سپری میکنم. xa0...

    ادامه مطلب
  • رودروایسی

  • نیلوبلاگ

    امشب با سگ همسایه که سروصدا میکرد رودروایسی کردم و نگفتم ساکت. چون اون امشب تغییر رویه داده بود و مثل کسی پشت درمن بود که تکیه گاهی پیدا کرده و خیالش راحت شده. خجالت آور هست کاری رو بکنم که انتظار نداره و بهش ثابت کنم من بخاطر مراقبت از اون نبود که شبها می اومدم بیرون. اون من رو از خودم خجالت داده با این تکیه و خیال راحت وقتی که میدانم سگ ترسوو ضربه خورده ای هست که به این راحتی به کسی اعتماد نخواهد کرد....

    ادامه مطلب