
دوباره تهران. شهرم.. حتی اگه ازش گریزون بشم وقتی میرم توش حس میکنم تو جای خودمم. زبون خودم.. خاطره های خودم.. حتی خیابونا و مغازه های خودم... حیف که قدم به قدم کسانی واستادن که اسباب مزاحمت برای مردم فراهم میکنن و اسم خودشونو نمیذارن مردم ازار.. اسمی که برازنده ی اینهاست.. شهر من شبیه یه شهر خفه شده ست. با دود و زور نفسشو بریدن... سلام شهر تنهای من.....
ادامه مطلب