
دوباره تهران. شهرم.. حتی اگه ازش گریزون بشم وقتی میرم توش حس میکنم تو جای خودمم. زبون خودم.. خاطره های خودم.. حتی خیابونا و مغازه های خودم... حیف که قدم به قدم کسانی واستادن که اسباب مزاحمت برای مردم فراهم میکنن و اسم خودشونو نمیذارن مردم ازار.. اسمی که برازنده ی اینهاست.. شهر من شبیه یه شهر خفه شده ست. با دود و زور نفسشو بریدن... سلام شهر تنهای من.....
ادامه مطلب
هرچی دارم همینه، همین دل. هروقت کشتمش گفتن بهم دیدی میتونی مث ما باشی چشاشون راضی میشه ازمن خدای من اینجا چه میکنم... باید برم دنبال دلم... دق کنم بهترازاینه که سنگ بشم...
ادامه مطلب
xa0دلم نگرفته، داره میترکه. حجم درد بزرگتر از خود دله. نمیدونم چطور تحمل کنم، چطور تاب بیارم...xa0 نمیدونم چطوری......
ادامه مطلب