
ازپشت سیاهی خوابهایم از پشت سیاهی سرنوشتم، از پشت سیاهی بودنم...xa0 امروزطلوع کرد.. چون شب فانوس گرفت و دست مرا باخود برد....
ادامه مطلب
بیدارم و به باد فکر میکنم، به باغ، به حیوان از ادمی بیزارم.. ادمهایی که بجای پناه به سگها تواین سرما تو این گرسنگی که سرشون آوردن دارن سگها رو با سم میکشند، دارن حیوونیها رو نابود میکنند. اگر نیمه شب صدای نفرین ادمی یرای ادمی اثر داره من اونها رو به ابدیت لعنت و زجر نفرین میکنم اگر دعایا آرزوسازگاره من آرزو میکنم من دعا میکنم همه موجودات بی آزار همه عاشقان از شراین آدمهای شرور نجات پیدا کنند. زمین نجات پیدا کنه، هوا نجات پیدا کنه، درخت نجات پیدا کنه، حیوان نجات پیدا کنه... وای چقدر خوب بود اگه ا...
ادامه مطلب
برم ازینجا؟...
ادامه مطلب
میخواستم ازش بنویسم.. ازونروزی که دنبال دوستم رفتم و اموزشگاشو رد کردم و از دونفر پرسیدم. دونفر که فک میکردن شناختمشون چون مشهورن.. نشناختم و باعث تعجب اونا شدم و بعد یکیشون بلافاصله بهم گفته بود فراخوان دادیم بصورت ازاد و گفت از چهرم خوشش اومده ..گفتم دوستم بلده چون دورشو دیده... منتظر مرخص شدن دوستم شدیم.. تا به اون بگن.. xa0و تو این مثلا انتظار حرف بود و شوخی.. ....xa0 xa0 راست میگفت... منو برای بازی میخواست . دختر بازی... xa0 xa0...
ادامه مطلب
داره بارون می یاد خدای من.... خوشبختم با بارون... حتی کنار اتوبان...
ادامه مطلب
میگن آدم فقط یبار زندگی میکنه.. درسته، ولی برای این یبار زندگی کردن آدم هزار بار میمیره و زنده میشه.. xa0بعضیا همین یبارم نمیتونن زندگی کنن. معلوم نیست برای چی تو این دنیان....
ادامه مطلب
امشب با سگ همسایه که سروصدا میکرد رودروایسی کردم و نگفتم ساکت. چون اون امشب تغییر رویه داده بود و مثل کسی پشت درمن بود که تکیه گاهی پیدا کرده و خیالش راحت شده. خجالت آور هست کاری رو بکنم که انتظار نداره و بهش ثابت کنم من بخاطر مراقبت از اون نبود که شبها می اومدم بیرون. اون من رو از خودم خجالت داده با این تکیه و خیال راحت وقتی که میدانم سگ ترسوو ضربه خورده ای هست که به این راحتی به کسی اعتماد نخواهد کرد....
ادامه مطلب