سایه سیاه شب

متن مرتبط با «درد قفسه» در سایت سایه سیاه شب نوشته شده است

درد

  • نیلوبلاگ

    xa0 بیدارم و به خفتگان فکر میکنم. به بیدارها، به شکم گرسنه، به تن خسته، به پای لرزان، به بی پناهی.. بی پناهی.. بی پناهی... xa0 مامان نازلی، شنگول، سنگی، شبدر... xa0 به اسارت به دلتنگی به خستگی به پوچی وغم... xa0 نازلی... پوچ.. زاقول xa0 درد من درد جانکاهیست که مرگ هم آزادش نمیکند.. xa0 xa0...

    ادامه مطلب