سایه سیاه شب

متن مرتبط با «زدن زنان در قرآن» در سایت سایه سیاه شب نوشته شده است

درد

  • نیلوبلاگ

    xa0 بیدارم و به خفتگان فکر میکنم. به بیدارها، به شکم گرسنه، به تن خسته، به پای لرزان، به بی پناهی.. بی پناهی.. بی پناهی... xa0 مامان نازلی، شنگول، سنگی، شبدر... xa0 به اسارت به دلتنگی به خستگی به پوچی وغم... xa0 نازلی... پوچ.. زاقول xa0 درد من درد جانکاهیست که مرگ هم آزادش نمیکند.. xa0 xa0...

    ادامه مطلب
  • زدن

  • نیلوبلاگ

    میزنه سروصورتش. میزنه سرش و صورتش.. شایدم نمیزنه حتی به سینش.. به هیچ جا نمیزنه.. وقت میره.. برمیگردن خونه تا فردا هم xa0اونی که نزده بزنه و اون یکی یا بیشتر بزنه یا استراحت کنه.. باز میرن خونه.. سرخواب خودزنیهاشون یادشون می یاد یا شایدم شام بعد خودزنی.. میگن ای کاش بازم بشه.. خیلی خوب بود...

    ادامه مطلب
  • رودروایسی

  • نیلوبلاگ

    امشب با سگ همسایه که سروصدا میکرد رودروایسی کردم و نگفتم ساکت. چون اون امشب تغییر رویه داده بود و مثل کسی پشت درمن بود که تکیه گاهی پیدا کرده و خیالش راحت شده. خجالت آور هست کاری رو بکنم که انتظار نداره و بهش ثابت کنم من بخاطر مراقبت از اون نبود که شبها می اومدم بیرون. اون من رو از خودم خجالت داده با این تکیه و خیال راحت وقتی که میدانم سگ ترسوو ضربه خورده ای هست که به این راحتی به کسی اعتماد نخواهد کرد....

    ادامه مطلب