
ویرانه ای که بشه من باشما باشم رو به هزار کاخ ترجیح میدم. روی هر مبلی که نشستم خاک رو تصور کردم و کنار شما بودنو و اینطور بود که تو جام قرار و آروم گرفتم... راهی رو میرم که راه ارامش و نجات شما باشه.. خوب میدونم دراین زمین هر حیوان و جانداری که نجات پیدا کنه یک دنیا xa0زیبایی و شکوه به این جهان اضافه میشه.. انسان زیر سایه ی شماست که انسانیت خودشو تکمیل میکنه... بچه های من... عزیزای دل من... نور عشق شما رو وسط سینه م کاشتم و میدونم روزی کنار شما و برای آرامش و خوشبختی شما عمر رو سپری میکنم. xa0...
ادامه مطلب
من بدرد هیچ کار و شغلی نمیخورم مگر شغلهای خیلی خاص که تعدادشون اندازه انگشتهای یک دست هم نیست ...من فروشنده نمیتونم بشم چون اهل حرف زدن نیستم چه برسه به اینکه چیزیو غلو کنم یا احیانا خالی هم ببندم.. ازهمه بدتر درباره پول کمرو هستم و فکر میکنم شان وجودی ادمها چنان هست که پول در مقابلشون ارزشی نداره... تلاش کردم اینطور نباشم. وقتی دیدم بخاطر پول عزیزترازجانم در خطر قرار میگیرند و من هم بخاطر پول تحقیر و توهین میشم.xa0 اگه باز میذارم سرم کلاه بره تفصیر ذات منه و اگه مواظبم سرم کلاه نذارن تقصیر تصمی...
ادامه مطلب