
خیلی کار دارم. باید برم.. مثل همیشه شهر به شهر. انتخاب من هیچ بوده پوچ بوده. زندگیم راه خودشو رفته و داره میره. من خواستم دستم بگیرم زندگی گفت آزادم بذار.. ولم کن... بذار خودم ببرمت. تو محدودی نمیدونی کجا میری. فقط میتونی وسط رفتن باز نمونی. اگه ایست کنی خودت زجر میکشی و میمیری. اگه زنده ای پیش برو، نه، تو نه. تو نمیتونی زمام منو بگیری.تو هم افساری دست من نداری، میتونی بیای میتونی وایسی زجر بکشی. انتخاب تو اینجا فقط باخودته. دل بسپر بذار من ببرمت. تو نمیتونی منو ببری. اگه بتونی ببری و اصرار کنی ...
ادامه مطلب
xa0دلم نگرفته، داره میترکه. حجم درد بزرگتر از خود دله. نمیدونم چطور تحمل کنم، چطور تاب بیارم...xa0 نمیدونم چطوری......
ادامه مطلب