خیلی کار دارم. باید برم.. مثل همیشه شهر به شهر. انتخاب من هیچ بوده پوچ بوده. زندگیم راه خودشو رفته و داره میره. من خواستم دستم بگیرم زندگی گفت آزادم بذار.. ولم کن... بذار خودم ببرمت. تو محدودی نمیدونی کجا میری. فقط میتونی وسط رفتن باز نمونی. اگه ایست کنی خودت زجر میکشی و میمیری. اگه زنده ای پیش برو، نه، تو نه. تو نمیتونی زمام منو بگیری.تو هم افساری دست من نداری، میتونی بیای میتونی وایسی زجر بکشی. انتخاب تو اینجا فقط باخودته. دل بسپر بذار من ببرمت. تو نمیتونی منو ببری. اگه بتونی ببری و اصرار کنی بازم خوب نیست برات باید خودم بیام باهات. عشقم بکشه.. وگرنه زوری که من زندگی نمیشم. من تو آزادی و جریانم که زندگیم. اگه انتخابت تحمیل باشه به خودت بد میکنی. آخرشم من میذارم میرم. یا گاهی بهت سرمیزنم میبینم اسیرو بدبختی. ولی برنمیگردم تا وقتی که پای رفتنت با من باشه...
خیلی کار دارم زندگی... ای زندگی سمج و جسور.. یه کم با من راه بیا.. اینقدر حرف زدی بذار منم بگم. پای رفتنتو با من هماهنگ کن. گاهی روحم بیشترازتو میره حواست باشه من با روحمم راه میرم.
سایه سیاه شب...ما را در سایت سایه سیاه شب دنبال میکنید
برچسب: زندگی,زندگی و دیگر هیچ,زندگی زیباست,زندگی خصوصی,زندگی چیست,زندگی پس از مرگ,زندگی در آمریکا,زندگی نامه,زندگی شیرین,زندگی شعر,
نویسنده:
بازدید: 12