سایه سیاه شب

متن مرتبط با « ایران» در سایت سایه سیاه شب نوشته شده است

سلام

  • نیلوبلاگ

    سلام زندگی.. هنوز هستم.هنوز پررویام. هنوز بچه هام کنارمن. هنوز... هنوز... چقدر خوبه که وقت دارم. اهای..پاشو ریخت و پاشیده های دلتو جمع کن بیا بریم از اول شروع کنیم.حتی اگه تا فردا فرصتته.. بیا دلم .. بیا امید ببندیم به اینکه کاری ازت برمی یاد برای نجات.. برای زیبایی.. برای زندگی... برای صدا... برای سکوت... اره.. میدونم همه چی تموم میشه....

    ادامه مطلب
  • دیشب

  • نیلوبلاگ

    گفت میخوای یه سره بری اصل کار یا.. گفتم نه.. هرچی که قویترم میکنه میخوام ازونجا شروع کنم. توراه فکر میکردم آیا میتونم از پسش بربیام؟ .... xa0...

    ادامه مطلب
  • نوشتن

  • نیلوبلاگ

    وقتی خشمگینم یا خیلی ناراحت یا خیلی خوشحال نباید حرف بزنم چه برسه به نوشتن..xa0 حرف نزدن که زیاد مهم نیست اما بدون نوشتن نمیشه زنده موند اینم میدونم که برای نوشتن خوب باید سنگ بود. یه سنگ مقدس xa0 xa0...

    ادامه مطلب
  • جمعه

  • نیلوبلاگ

    جمعه های کل عمرم یه جوردیگه بودن... چه زمان درس و کتاب و استرس و شادیاش چه بعد ازاون که بی تفاوت بودم بهش..xa0 امروزاولین جمعه س که با همشون فرق داره... فصل جدیدی از جمعه هام شروع شده...xa0 اگه عمری باشه.. xa0 xa0...

    ادامه مطلب
  • امروز

  • نیلوبلاگ

    ازپشت سیاهی خوابهایم از پشت سیاهی سرنوشتم، از پشت سیاهی بودنم...xa0 امروزطلوع کرد.. چون شب فانوس گرفت و دست مرا باخود برد....

    ادامه مطلب
  • هیچی و همه چی

  • نیلوبلاگ

    نمیدونم بچه ها فراموش میکنن چی دوست داشتن یانه. ولی من هرگز به هیچ کدوم از دوست داشتنام نرسیدم و بدتر از همه چی اینکه تک تکشونم یادمه. الان یه کمد صورتی قشنگ کنارمه. فقط یکم کثیفه. باید تمیزش کنم و از دیدنش لذت ببرم....

    ادامه مطلب
  • قتلگاه

  • نیلوبلاگ

    صبح سرد و یخ زده همراه هوای آلوده، صبحی که یادآوری همه ی گرسنگی ها و بدبختی های حیوانها و جهانیانه... من استرس بی خانمانی هنوز باهامه، وقتی خبری از پدرومادرم نیست مطمئن میشم درحال نقشه کشیدن ازارها و دروغ و توطئه های جدیدن. حس مزخرفی باهامه.xa0 چندروزه به پناهگاه تل میزنم خبرارپریا رو مستقیما به خودم بگن. این زن چطور تو فیلما اشک میریزه، بدون شک اشکش بخاطر سگا نیست بخاطر گدایی پوله..xa0 هیچ احساس و عاطفه ای نسبت به هیچ سگی نداره و ازهمه بدتر بشدت دروغ میگه... هرچی گفتم پریا xa0فقط دروغ تحویلم دا...

    ادامه مطلب
  • ای بابا

  • نیلوبلاگ

    امشب گوشی زنگ زد.. اینقدر سخته برام باهاش حرف میزنم که قید همه چیو میخام بزنم فقط صداشو نشنوم و یاداوری نشه چه بلاهایی سرم اورده یا قراره سرم بیاره.. همه پدر داشتن.. منم....

    ادامه مطلب
  • عدالت

  • نیلوبلاگ

    انگار این لحاف قسم خورده لحاف نباشه، شکنجه کنه، اذیت کنه، ناراحت کنه.. انگار این لحاف مخصوص بی وجداناس، اونا که روز هر غلطی میکنند شب هم هرگز بیخواب نمیشن. تو این دنیا عذاب و بیخواب شدن تنها مال کسیه که آزار نداره و یه قلب تپنده داره. آموزشا و حرف معلما همش دروغ بود، چقدر مدرسه وقت تلف کن بود، چقدر آدم دروغ میشنوه تا بزرگ شه، چقدر سعی شد حقیقت جهانو نبینیم. xa0چقدر دروغ بود داستانای آموزشی،واقعا بی وجدان راحت میخوابه، اونی که اذیت میشه آدمیه که حس و درکش بیقرارش کرده،یه قاتل اگه اشتباهی باعث مرگ...

    ادامه مطلب
  • فکروخیال نیمه شب

  • نیلوبلاگ

    بیدارم و به باد فکر میکنم، به باغ، به حیوان از ادمی بیزارم.. ادمهایی که بجای پناه به سگها تواین سرما تو این گرسنگی که سرشون آوردن دارن سگها رو با سم میکشند، دارن حیوونیها رو نابود میکنند. اگر نیمه شب صدای نفرین ادمی یرای ادمی اثر داره من اونها رو به ابدیت لعنت و زجر نفرین میکنم اگر دعایا آرزوسازگاره من آرزو میکنم من دعا میکنم همه موجودات بی آزار همه عاشقان از شراین آدمهای شرور نجات پیدا کنند. زمین نجات پیدا کنه، هوا نجات پیدا کنه، درخت نجات پیدا کنه، حیوان نجات پیدا کنه... وای چقدر خوب بود اگه ا...

    ادامه مطلب
  • برو

  • نیلوبلاگ

    برم ازینجا؟...

    ادامه مطلب
  • کفتگو

  • نیلوبلاگ

    _چرا xa0خودتو اینقد کوچیک میکنی؟ _مگه ادم بزرگو کوچیک میشه؟ _تو باعث تحقیر خودت شدی _ من همچین دیدی ندارم _ ای بابا.. نمیبینی احمقت فرض کردن؟ _ اونا خودشون احمقن. من فقط خودمم. هرکاری بخام میکنم xa0و طرز دید دیگران رو تصمیمات و حتی کارای گذری من تاثیری نداره. من رهاترازاونیم که به طرز فکر کسی راجب خودم بها بدم xa0...

    ادامه مطلب
  • پناه

  • نیلوبلاگ

    آدم وقتی پا به این دنیا میذاره مثل حیوانات بی سلاح و مظلومه... باید اول درمقابل آدم شرور و بعد طبیعت محافظت بشه تا روی پای خودش بایسته، پدرو مادر میشن پشتش که حتی درمقابل دغلها و دروغ ها و نامردیها پایداری کنه وبتونه روحی و جسمی از پس خودش بربیاد... وای بحال کسی که این پشت و پناه این کسانی که به دنیاش آوردن از همه کس براش نامردتر و دغلبازتر و دروغگو تر باشن... اره... وضعیت من یه دلشکستگی ساده نیس، وضعیت من یه عمر جون کندن و زنده موندن بین اولین دشمنام پدرومادر تا باقی که نیاز به محافظت داشتم و ب...

    ادامه مطلب
  • اون روز

  • نیلوبلاگ

    میخواستم ازش بنویسم.. ازونروزی که دنبال دوستم رفتم و اموزشگاشو رد کردم و از دونفر پرسیدم. دونفر که فک میکردن شناختمشون چون مشهورن.. نشناختم و باعث تعجب اونا شدم و بعد یکیشون بلافاصله بهم گفته بود فراخوان دادیم بصورت ازاد و گفت از چهرم خوشش اومده ..گفتم دوستم بلده چون دورشو دیده... منتظر مرخص شدن دوستم شدیم.. تا به اون بگن.. xa0و تو این مثلا انتظار حرف بود و شوخی.. ....xa0 xa0 راست میگفت... منو برای بازی میخواست . دختر بازی... xa0 xa0...

    ادامه مطلب
  • حمایت

  • نیلوبلاگ

    تو که گوشت بچه هامو ، عزیزامو، پاره جگرامو میخوری.. xa0من که بهت هیچی نگفتم ..فقط توخودم شکستم.. نگفتم چون هرگز نمیفهمی چه میکنی تا وقتی میبالی به کارت، امید بهت ندارم وقتی تبلیغ غذاتو میکنی... اما موندم ازت وقتی از رحم و مهربانی حرف میزنی و جالب تر اینکه میگی حامی حیواناتی، منظورت سگه یا گربه که نمیتونی بخوریشون؟ مرغ و گوسفند حیوون نیستن یعنی؟ عمل مهمتراز حرفه....

    ادامه مطلب
  • تهران

  • نیلوبلاگ

    دوباره تهران. شهرم.. حتی اگه ازش گریزون بشم وقتی میرم توش حس میکنم تو جای خودمم. زبون خودم.. خاطره های خودم.. حتی خیابونا و مغازه های خودم... حیف که قدم به قدم کسانی واستادن که اسباب مزاحمت برای مردم فراهم میکنن و اسم خودشونو نمیذارن مردم ازار.. اسمی که برازنده ی اینهاست.. شهر من شبیه یه شهر خفه شده ست. با دود و زور نفسشو بریدن... سلام شهر تنهای من.....

    ادامه مطلب
  • کوه

  • نیلوبلاگ

    پشت اون کوه چیه؟ بالای اون کوه چیه؟ پای اون کوه چیه؟ حس... فقط حسش کن...

    ادامه مطلب
  • خون

  • نیلوبلاگ

    من هرشب با خون دل میخوابم. امشبم روش... آدمهای بی منطق و پررو و خودخواه خودشون جهنم کاملن که من دچارش شدم. امیدوارم بتونم بچه هامو نجات بدم چون خودم که نابود شدم... ازغصه مریض شدم و دیگه چیزی نمونده ازم... فقط نگران اونام... فقط....

    ادامه مطلب
  • راضی

  • نیلوبلاگ

    هرچی دارم همینه، همین دل. هروقت کشتمش گفتن بهم دیدی میتونی مث ما باشی چشاشون راضی میشه ازمن خدای من اینجا چه میکنم... باید برم دنبال دلم... دق کنم بهترازاینه که سنگ بشم...

    ادامه مطلب
  • تجربه سخت

  • نیلوبلاگ

    تجربه های منحصربفرد حموم نرفتن و بی لباسی و بی جایی... روزا فقط تحمل کردنی بطرف غیر .. شبها فقط غیر.xa0 موقع خواب اصلا نمیشه یه کلمه باهام حرف زد.. xa0...

    ادامه مطلب