وای بحال کسی که این پشت و پناه این کسانی که به دنیاش آوردن از همه کس براش نامردتر و دغلبازتر و دروغگو تر باشن...
اره... وضعیت من یه دلشکستگی ساده نیس، وضعیت من یه عمر جون کندن و زنده موندن بین اولین دشمنام پدرومادر تا باقی که نیاز به محافظت داشتم و برام وجود نداشت.. من طور دیگه ای بزرگ شدم... هنوز ته دلم خالی خالیه... چیزی که پرش کنه وجود نداره.. وقتی راه میرم روخودم زره میکشم چون عادت دارم خودم مواظب صدمه دیدنم باشم... هرچند زیادی از حد صدمه دیدم..
کاش یتیم بودم. وضعیت یتیم از من بهتر بود. خیلی بهتر... قابل مقایسه نیست بامن.. براهمینم حتی یتیما هم این صدمه که من دیدمو ندیدن و میتونن عادی زندگی کنن.
شاید ازاول فرق داشتم.. اومدنم خطای بزرگی بود... موندنم بزرگتر... چطوری برم؟ چرا اینهمه قوی بودم؟ چرا اینقدر زجر میکشم ازین آدما که هیچی نمیفهمن.. جز بدی کردن بلد نیستن.. انگار پشت و پناه اونا همینو یادشون داده.. فک کنم پدرومادرمن فرقی با بقیه ندارن.. من مطیع نبودم هرگز.. شاید علت دشمنی و ضربات بخاطر این ناهماهنگیه...
سایه سیاه شب...ما را در سایت سایه سیاه شب دنبال میکنید
برچسب: پناهندگی,پناهیان,پناهندگی آمریکا,پناهندگی در هلند,پناهندگی آلمان,پناهندگی اجتماعی چیست,پناهندگی از طریق un,پناهندگی از طریق تغییر دین,پناهندگی در انگلیس,پناهگاه پردیس تبریز,
نویسنده:
بازدید: 11